سلام دوست خوب و قدرقلم
ببخشيد كه من دير به دير به وبلاگم سر مي زنم
و اين به دليل مشغله ي زياده.
راستش وقتي ديدم پيام گذاشتي خيلي خيلي خوشحال شدم.
البته نه به خاطر پيامت بلكه به خاطر حضور دوباره ات .
ولي متاسفانه وقتي به وبلاگت سر زدم چيز جديدي نديدم .
من از بچگي از خداحافظي متنفر بودم و هستم به همين دليل فقط مي توانم بگويم : به اميد ديدار و حضور دوباره ات.
عاملي كه مرا بيشتر و بيشتر تشويق و تحريص مي كرد كه حضور جدي در وبلاگم داشته باشم يكي حضور دكتر غريب و ديگري حضور تو بود.
كه متاسفانه هر دو مرا از استفاده از حضور و قلم خود محروم كرديد.
راستي با شرحي كه در وبلاگت در مورد عسلستان غزل و حقير نوشتي مرا بيشتر و بيشتر شرمنده كردي.
در آخر چيزي ندارم جز اينكه بگويم: به اميد ديدار